ادامه زندگی کوروش - مسیر آریایی- قسمت بیست و ششم
تصادف کند ، نابود سازد و بیرق پیروزی مادها و پارس ها را تا دریای گیاه در اقصای شمال
برساند. ولی وارتان (پسر هاروپیک) عقیده نداشت لوای پادشاهی را به سرزمین های
نوینی بردارند که در نتیجه ی سفر ثروتی عاید نگردد و منظورش از ثروت آهن یا طلا یا
جواهر بود که برای معامله با وحشیان که آن را به منظور زینت عزیز می داشتند، ارزشی
زیاد داشت. می گفت: اگر مال اندوختن نصیب لشکر نباشد، بهتر است بمانند و کشت
زمستانی انجام دهند. کوروش در جواب وارتان گفت: پدر تو به من دستور داده و من تا
حد مقدور آن را انجام می دهم.
سپاهیانش طرفدار پیشروی به طرف شمال بودند، زیرا در پایان آن تابستان امکان شکار
بسیار خوب در پیش بود. به علاوه کوروش اهتمام داشت از مراتع دره های بالا عبور کند،
زیرا می دانست تهیه ی علوفه برای اسب ها و غذا برای پیروزی سپاهیان مهم تر از
اسلحه پردازی است. در هر یک از موارد جنگ، فرماندهان ورزیده ی کوروش سراغ
سواران می رفتند و از این که کوروش جنگ فنی را آشنا نیست آگاه بودند. ولی او زیر
بار نمی رفت و عقیده داشت یا باید کاملا فرماندهی کند یا هیچ.
سرانجام در عبور از رود سرزمین گود، نزاعی که انتظار آن را داشت، بروز کرد.
نیروی اعزامی از آبشار کوهستان کبود عبور کرد، آب ها به سوی شمال جاری می شد
و در پایین درختان کاج پیرامون سرزمین گود بلند می شد. این جا دره ای بود با یک رود
تنها که در قعر آن جریان داشت، امتداد می یافت و در اطراف آن حبوبات روییده بود و در
فواصل دهات اطراف گله های گوسفند دیده می شد. در ورای این دره ی عمیق،
کو های مرتفع با قله های برفین دیده می شد. مهاجمین با تعقیب ردیف رو به رودخانه
روانه شدند و راهشان به گداری رسید. در اینجا در ساحل مقابل بومیان اسلحه در دست
در حفاظت و کشیک بودند. این ها وحشی بودند و پوست حیوانات می پوسیدند و نیزه
داشتند ولی سپر نداشتند، کوروش دید زنان نیز با کارد در دست از پشت سر مردان
به پیش فشار می آوردند. وارتان در مورد این مردم ساحل گفت: این ها چوپان های
ایبری (1) هستند و احمق تر از آنند که از آنان بیمی رود. اینها نام رود خود را "کوروش"
به معنی چوپان نهادند که رمه های آنان را سیراب می سازد. فرماندهان پارسیان به
سوی رود سوار شدند تا با مشورت ارمنی ها، موانع و راه تسلط بر آنان را بیاموزند و پس
از توافق به وارتان گفتند جنگیان ارمنی او یک حرکت شبه حمله در مقابل گدار نمایند و
بنا شد در این بین ماردی ها و دای ها (2) که تیراندازان سوار بودند جدا شوند و به گدار
بالاتر روند و بدون مشهود شدن از رود عبور کنند. آنگاه چون به آن ساحل رسیدند
ناگهان خود را نشان دهند و ایبری ها را هدف تیر قرار دهند و در حمایت این تیراندازی
ارمنی ها گدار را بگذرند. آن گاه دشمن بین دو صف مهاجم با آسانی شکار گزدد.
به نظر کوروش ، این نقشه موثر ولی منجر به خونریزی زیاد می شد و لازم دانست
در آن موقع که سربازان ورزیده در حال حرکت و آماده ی رزم بودند، اقدام فوری کند.
پس ندا کرد: این فال نیک است که این رود نام مرا دارد و مرا می خواند،
جای خود را حفظ کنید
******************************************************
پی نوشت 1: Iberians نامی است که به مردم ایبریا که در قفقاز می زیسته اند در
کنار اقوام گرجی ها و ارمنی ها و اورارتوییان و هوریان
2: بطور کلی اقوام زیر در سکنه ی بومی فلات ایران پیش از ورود آریایی ها به شمار
می آمدند :
گروه نخست: مردمانی که از نواحی اطراف دریاچه رومیه تا منطقه ی علیای رود دیاله
شناسایی شدند و عبارتند از : ( گوتیان ) که به نواحی شرقی بیشتر گرایش داشته و
دیگر ( لولوبیان ) که قلمرو آنها بیشتر به اطراف باختر گسترانیده شده بود و نیز (کاسیان)
که در ناحیه ی جنوب غربی یعنی در منطقه علیای رود دیاله و کرخه ساکن بودند .
و گروه دوم ساکنان کرانه ی دریای مازندران که به (کاسپیان) معروفند . و از دیگر ساکنین
در حاشیه ی بحر خزر می توان به ( کادوسیان ) ، (گیل ها) ، (تپوریان) یا (طبرستانیان)
و ( ماردها ) یا ( آماردها ) که در منطقه ای بین سرزمینهای تحت اشغال و سکونت
تپوریان و کادوسیان مسکن داشته اند .
و سومین گروه مردمانی هستند که در سواحل آبی جنوب فلات ایران یعنی در کرانه های
خلیج فارس سکونت داشتند که اینها احتمالاً مردمانی تیره پوست بودند و علاوه بر این
در دره های غربی کوه زاگرس (حوریان) زندگی می کردند که در میان این اقوام (کاسیان)
از نظر پیشرفت و فرهنگ معیشتی دارای ویژگی های برجسته ای
نسبت به اقوام دیگر بودند .
ادامه دارد . . .