ادامه معبود هاي مختلف ديني
توتم و توتم پرستي
تقريبا هر حيواني، از سوسك مصري گرفته تا فيل هندي، در گوشه اي از
زمين، روزي به
عنوان خدا مورد پرستش بوده است.هنديان اوجيبوا حيوان
خاص مورد پرستش خود را توتم مي ناميده و قبيله ي خود و هر يك از افراد
آن را نيز چنين نام مي داده اند، علماي مردم شناسي ،پرستش اشيا را ،
توتم پرستي
ناميده اند. اين توتم ها ، معمولا، حيوان يا گياه هستند.كه در ميان
قبايل
هنديشمردگان آمريكايي و آفريقا و قبيله ي دراويدي هندوستان و قبايل
استراليا،
انواع توتم يافت مي شود.توتم كه رنگ ديني داشته، براي متحد
ساختن افراد قبيله موثر
بوده است، همه مي پنداشتند كه بوسيله توتم با
يكديگر ارتباط دارند يا همه از آن
بوجود آمده اند. افراد قبيله ايركوئوي، تصور
مي كنند كه زناشويي زنان با خرس، گرگ
و آهو بوجود آمده است.توتم رفته
رفته از جنبه ديني خود خارج شده ، عنوان علامت خوشبختي يا نظر قرباني
پيدا كرده( مارال: مانند جغد كه شوم است، نعل اسب در جلوي
بعضي از
مغازه ها كوبيده مي شود) ، يا همچون شير و عقاب ، وارد علامت پرچم هاي
دولت ها گشته، يا مانند گوزن علامت جمعيت هاي برادري شده، اين كه در
ابتداي دين
مسيح، كبوتر، ماهي و بره حالت رمزي براي اين دين داشته. خوك،
زماني توتم يهوديان
بوده. توتم از محرمات محسوب مي شد و كسي حق
خوردن يا دست زدن آن را نداشت (مانند گاو در هند) ، مگر اينكه خود خوردن
آن نوعي از مناسك ديني باشد، اينچنين انسان خداي خود را به عنوان عبادت
مي خورد. مردم گالا، در حبشه در تشريفات ديني خاص ، ماهي مخصوص
را كه مي پرستند، مي خورند و مي گويند : هنگامي كه آن را مي خوريم،
احساس مي كنيم كه روح در ما وارد مي شودو نفوذ مي كند.
***************************************************************************************
پي نوشت:
توتم از نظر دكتر شريعتي
قلم توتم من است، امانت روح القدس من است، وديعه مريم پاك من است،
صليب مقدس من است. در وفاي او، اسير قيصر نمي شوم، زر خريد يهود
نمي شوم، تسليم
فريسيان نمي شوم. بگذار بر قامت بلند و راستين قلمم
به صليبم كشند، به چهار ميخم بكوبند، تا او كه استوانه حياتم بوده است،
صليب مرگم شود، شاهد رسالتم گردد، گواه شهادتم باشد، تا خدا ببيند كه
به نامجويي بر قلمم بالا
نرفته ام، تا خلق بداند كه به كامجويي بر سفره
گوشت حرام توتمم ننشسته ام، تا زر بداند و زور بداند و تزوير بداند، كه امانت
خدا را فرعونيان نمي
توانند از من گرفت، وديعه عشق را قارونيان نمي توانند از
من خريد و يادگار رسالت را بلعميان نمي توانند از من ربود. . .
. . . هر كسي را، هر قبيله اي را توتمي است، توتم من قلم است.
قلم زبان خدا است، قلم امانت آدم است، قلم وديعه عشق است،
هر كسي را توتمي است، و قلم توتم من است.
