سازمان دهی کوروش - پارسه گرد

سازمان شهرستان ها

کوروش برای فرمانروایی بر این سرزمین پهناور، اصولا همان سازمانی را که نخست

آسوریان ترتیب داده بودند، پیش گرفت. آسوری ها کشورهایی را که می گشودند به

صورت شهرستان درمی آوردند. هر شهرستان زیر فرمان فرمانداری با سازمان کامل از

کارمندان زیر دست بود، همه ی انها به وسیله رد و بدل کردن پیوسته های فرمان و

گزارش، تماس نزدیک با حکومت مرکزی نگاه می داشتند.فرق میان شهرستان های

آسوری و بیست شهرستانی که کوروش برقرار کرده بود، در این بود که شهرستان های

پارسی و بیست شهرستانی که کوروش برقرار کرده بود در این بود که شهرستان های

پارسی جایگزین پادشاهی های مستقل بسیار بزرگتری بودند.

هر شهرستان زیر فرمان شهربی بود که عنوان او (شهربان)"نگاهبان شهر(پادشاهی)"

معنا می داد.همچو جانشین یک پادشاه پیشین، فرمانروای یک سرزمین واقعا بزرگ و

پهناور، او در حقیقت خودش پادشاهی بود و دربار کوچکی گرد او را گرفته بود.او نه فقط

کارگزاری کشوری را به عهده داشت بلکه فرمانده سپاهیان شهر نیز بود. زمانی که شغل

 او ارثی شد نمی شد نسبت به تهدیدی که به حکومت مرکزی پیدا می شد، بی اعتنا

ماند. در برابر این تهدید موانعی برقرار شد ،دبیراو (دبیران) گنجوراو (خزانه دار یا رئیس

دارایی) و سرکرده ی فرمانده پادگان در باروی هر پایتخت شهرستانی زیر فرمان سر راست

 شخص شاهنشاه بودند و یکراست به او گزارش می دادند. باز هم رسیدگی موثرتری

بوسیله ی "چشم شاه" ( یا "گوش شاه" یا "پیک شاه" ) که هر سال بازرسی دقیقی

از هر شهرستان می کرد، انجام می گرفت.

جایگاه پارسه گرده

زمانی کا پارسیان به میهن آینده شان در آمدند، که به آن نام خودشان پارس را دادند،

هنوز صحرا گرد و در گردش بودند.نخستین پایتخت پارسیان بر شاهراه شمالی جنوبی

فلات از همدان به خلیج فارس بود.جاپای این شاهراه را هنوز می توان در برش صخره ها

در گوشه های شمال شرقی و جنوب غربی یک جلگه ی کوچک، 9 میل در 15 میل، دید.

در غرب ، جنوب غربی، و شمال غربی سامان آن به کوه های نسبتا بلندی می خورد ؛

نپه های شرقی آن پست ترند، و پایین آن ها "رودخانه ی میدی" از میان جلگه ها پیچ

می خورد و در گوشه ی جنوب غربی به یک دره ی ژرف تنگ پیچان تری در می آید، که از

آن جاده ی از صخره بریده با پیچ و خم می گذرد.بلندی آن بسیار است ، بیش از 6300 پا

از سطح دریا، در زمستان از بادهای سخت استخوان یخ می کند. و نیمی از سال خنکی

هوا در بامداد زود حس می شود. برفهای زمستانی بر جلگه و کوه ها می افتد و به آب

بهار و تابستان می افزاید،آبی که برای آبیاری خاک خوب آن، سراسر فصل خشکی میان

سال و تا هنگام خرمن، بسیار لازم است.در گوشه ی شمال غربی، زیر تپه های بلندتر،

خانوار نشین اولی قرار داشت .امروز جایگاه آن با توده های سفال خرده ی سرخ فام ،

که رنگ آن ها نشان می دهد از روزگار هخامنشی است، و با پایه ستون های سنگی

کوچک، که باستان شناسان آن ها را تقریبا از زمان کوروش می دانند، مشخص است.

ستون ها نشان می دهد که خانه ها با طرح خاص معماری ایرانی ساخته شده است.

پس می توانیم آن ها را همچو ساختمان های چوبی با ستون های چوبی روی

پایه های سنگی در نظر مجسم کنیم که ستون ها آسمانه های هموار ایوان ها و شاید

تیرهای زیر آسمانه ی شیروانی مانند ساختمان اصلی را نگاه می داشتند 

           

   ساختمان معروف به برج پارسه گرد كه شباهت زياد به كعبة زردشت در

   نقش رستم دارد و بعضي ها تصور كرده اند كه آتشگاهي بوده است 

          

        قسمتي از ستونهاي يكي از كاخهاي پارسه گرد 

 

          

          بخشي از نقوش برجستة ديوار غربي كاخ مزبور 

 

          

            نقش فرشته بالدار در پارسه گرد كه اشتباهاً به عنوان نقش

            كوروش بزرگ وانمود شده است

مروری بر تاریخ - حکومت هخامنشیان


کوروش و بنیانگذار دولت هخامنشی

تاسیس دولت-کوروش(کوروش دوم)  به عنوان شاده انشان از اینکه تابع

اژدهاک پادشاه ماد باشد رضایتی نداشت.بخصوص  آنکه او از منفعت و

فساد دربار مطلع بود و می دانست میان پادشاه ، بزرگان و مردم اختلاف

وجود دارد. از آن مهمتر او می دانست که دولت ماد متحد قدیمی خود

دولتکلده را از دست داده است زیرا اختلاف دو دولت به خاطر شهر

حران روز به روز بیشتر می شد.با اطلاع از اوضاع داخلی و خارجی

دولت ماد کوروش پارس ها را به قیام در برابر مادها فرا خواند .به

همین منظور او بزرگان را به دست یافتن به قدرت و ثروت وعده

داد وبر نارضایتی پارسی ها ازحکومت مادها تاکید کرد. از نظر

اوضاع داخلی پارس این اقدام کوروش موجب همراهی بیشتر

پارسی ها با او نیز می گردید زیرا رقابت خاندان آریادمن همچنان

وجود داشت.چون بزرگان پارس همراهی خود را با کوروش

اعلام کردند او دعوی استقلال کرد و دست دوستی بسوی دولت

کلده دراز نمود.اژدهاک پادشاه ماد با دریافت چنین اخباری شتابان با

لشکریان خود به سوی پارس ها رهسپار گردید. در سرزمین پارس و

در هنگام مقابله با لشکریان کوروش چون تعدادی از سرداران ماد به

کوروش پیوستند چاره ای جز تسلیم ندید و چون به دنبال آن هگمتانه

به دست پارس ها افتاد، عمر دولت ماد به پایان رسید(550 ق. م.).

دولت هخامنشی که بدین گونه تاسیس شد خزانه پادشاهی ماد را

نصیب بزرگان نمود اما کوروش سعی کرد با واگذاری بعضی مقامات به

بزرگان ماد، آنان را به طرف خود جلب کند او حتی شهر هگمتانه را به

عنوان پایتخت خود برگزید. بعد ها با تصرف شوش این شهر نیز چنین

مرکزیتی یافت. با تصرف قلمرو دولت ماد و سپس نواحی شرقی ایران

تمامی این سرزمین به دست پارس ها و دولت هخامنشیان افتاد و

صاحب حکومتی واحد گردید.

فتوحات خارجی-تصرف هگمتانه به دست پارس ها دولت های مغرب

اسیا یعنی لودیه، کلده، و نیز مصر را به جنب و جوش واداشت. دولت

کلده که متحد کوروش به شمار می آمد توانست حران را تصرف کند

اما طولی نکشید که کوروش به عنوان جانشین دولت ماد مدعی

مالکیت آن شهر گشت و بدین ترتیب روابط دولت هخامنشیان با

دولت کلده به دشمنی تبدیل شد. در این احوال دولت لودیه با این

ادعا که با دولت ماد پیوند خانوادگی داشته است، لشکریان خود

را به سوی ایران روانه ساخت و قسمت هایی از اسیای صغیر

را تصرف کرده بر قلمرو خود افزود، پس برای تحکیم موقعیت خود

با دولت های کلده و مصر پیمان اتحاد بشت. به دنبال این واقعه

ارتش هخامنشیان که با پیوستن ماد ها قوی شده بود به سوی

کشور لودیه رهسپار گردید اما مسیر لشکریان چنان انتخاب شده

بود که رابطه ی دولت لودیه با متحدانشقطع گردد و شهر حران نیز

تصرف شود در نتیجه پایتخت ثروتمند آن فتح شد و ثروت فراوانی

نصیب فاتحان ساخت. به دنبال آن شهر های یونانی در آسیای صغیر

نیز سرکوب و تابع دولت هخامنش گردیدند. پس از لودیه فتح

خارجی دیگر هخامنشیان تصرف شهر بابل، پایتخت دولت کلده بود.

قبل از آن با تصرف شوش و حران قلمرو دولت کلده از شمال و جنوب

کوچکتر شده و در نتیجه خطوط اصلی جنگ به شهر بابل نزدیکتر

گشته بود.بعلاوه در این احوال شهر بابل دستخوش کشمکشی

شدید میان بزرگان دولت و کاهنان بود. در نتیجه ایرانیان بابل را

فتح کردند.از اقدامات کوروش در بابل جلب رضایت کاهنان و پرستش

مردوک بود. با تصرف بابل و نیز اطاعت ساکنان فینیقیه و فلسطین

از دولت هخامنشی سراسر اسیای غربی به دست ایرانیان افتاد.

در اثر شورش ماساژت ها که یک قوم ایرانی تبار و صحرا گرد و تیره ای

از سکاهای آن سوی رودخانه ی سیر دریا بودند مرزهای شمال

شرقی شاهنشاهی ایران مورد تهدید قرار گرفت.کوروش کمبوجیه را

به عنوان شاه بابل انتخاب کرد و به جنگ رفت و در آغاز موفقیت هایی

بدست آورد.تاریخ نویسان یونانی در داستان های خود مدعی شدند که

ملکه ی ایرانی تبار ماساژت ها او را به داخل سرزمین خود کشاند

و کوروش درنبرد سختی شکست خورد و زخم برداشت و پس از سه

روز در گذشت.پیکر وی را به پاسارگاد آوردند و به خاک سپردند.

                        

پی نوشت

مردوک:مردوک یا مردوخ یکی از خدایان باستانی تمدن بابل است و به

عنوان خدای باروری و آفرینش مطرح است. او در دوران حمورابی به

عنوان محافظ بابل به شمار می رفت

هخامنشیان-پارس ها و سرزمین پارس-سرزمین و مردم پارس

پارس ها از جمله اقوام ایرانی بودند که نواحی جنوب فلات ایران را برای

سکونت خویش برگزیدند.پارس ها شامل ده قبیله بودند که محل استقرار

آنان، آن سمت از جنوب ایران بود که در سواحل خلیج فارس قرار داشت.

به همین جهت آن سرزمین را به نام آنان پارس(فارس) و دریای مجاور آنرا

دریای پارس(خلیج فارس) نامیدند. این نام از روزگارباستان تا کنون بر این

سرزمین و بر این دیار باقی مانده است.ده قبیله پارسی که در ابتدا به

دامداری مشغول بودند نواحی سرد سیر و گرمسیر پارس را محل ییلاق

و قشلاق خود قرار داده بودند. سرزمین پارس که سراسر نواحی سواحل

 شمالی خلیج فارس از خوزستان تا کرمان را در بر می گرفت تا حدود

یزد و اصفهان نیز امتداد می یافت . چنانکه بعضی از قبایل پارسی در یزد

و کرمان سکونت داشتند.این قلمرو گسترده که شامل دشت و کوه و

کوهپایه بود محیط متنوعی را فراهم ساخته بود و سرانجام موجب گردید

تعدادی از قبایل پارسی به کشاورزی و یک جا نشینی روی آورند.در

حالیکه تعدادی دیگر همچنان به دامداری و کوچ نشینی ادامه می دادند.

تنوع محیط و تفاوت در شیوه زندگی موجب جدایی و تفرقه میان قبایل

پارسی نگردید زیرا آنان بر هویت پارسی خود تاکید می کردند و همچنان

پارسی بودن خود را مایه برتری خویش بر دیگران می دانستند. تاکید بر

هویت پارسی از یک سو موجب تداوم و استحکام اخلاق و انضباط

قبیله ای در میان آنان می شد. و از سوی دیگر باعث اتحاد هر چه بیشتر

می گردید. چنانچه اقوام مادی در غرب ایران متحد شده بودند و حتی

تعدادی از اقوام غیر ایرانی را نیز با خود همراه کرده بودند در نتیجه وحدت

قبایل پارسی برای حفظ قلمروی که بدست آورده بودند ضروری بود.

حکومت پارسیان-از میان قبایل پارسی،قبیله پاسارگاد اهمیت بیشتری

داشت، زیرا خاندان حکومتی پارس که بنام بزرگ آن خاندان یعنی

هخامنش به هخامنشی موسوم شده از این قبیله بود. قبیله پاسارگاد و

خاندان هخامنش نقش مهمی در پیوند قبایل پارسی با یکدیگر داشتند

این پیوند در اصل به شکل حاکمیت خاندان هخامنشی بر دیگر قبایل بود

که با همدستی و همراهی تعدادی از قبایل صورت می گرفت. هخامنش،

بزرگ خاندان هخامنشی در حدود قرن هشتم قبل از میلاد یعنی اوایل

تاسیس سلسله ماد زندگی می کرد. تا زمان چپش پش خانواده او به

صورت متحد، حکومت را در دست داشتند، اما پس از چپش پش خانواده

هخامنشی به دو شعبه تقسیم گردید. شعبه اول که فرزندان آریاد من

بودند خود را پادشاه پارس می نامیدند . شعبه دوم که فرزندان کوروش

اول بودند که خود را شاه انشان  می نامیدند. انشان سرزمینی در مغرب

فارس بود که در ابتدا جزو قلمرو دولت ایلام به شمار می آمد ، حکومت

بر پارس ها ابتدا در دست فرزندان آریاد من بود اما سرانجام به دست

فرزندان کوروش اول یعنی شاه انشان افتاد. قرار داشتن در ماد وایلام به

آنان این امکان را می داد تا هم با دستاورد های تمدنی آنان آشنا شوند و

هم بتوانند از مسائل سیاسی میان دولت ایلام و ماد دولت های

بین النهرین یعنی آشور و کلده مطلع گردند.

**************************************

ترتیب پادشاهان پارسه بدین ترتیب می باشد

هخامنش-چیش پش – کمبوجیه –کوروش-چیش پش- کوروش –

کمبوجیه – کوروش بزرگ-کمبوجیه

                                                        ادامه دارد. . .