اغاز پادشاهی کمبوجیه

کمبوجی، پسر بزرگ کوروش از کاساندانه، دختر فرناسپس از خانواده هخامنشی، هنگام
گشودن بابل یک مرد رسیده ای بود. تحریک های ازار رساننده ی اندرون هنوز به دربار
پارسیان راه نیافته بود، گرچه در آینده ی نزدیکی انتظار آن می رفت. برای برطرف
کردن هر گونه خطر، کمبوجی بیدرنگ به عنوان"شاه پور" شناخته شد. در فر گفتی که
کوروش برای بابلی ها بیرون داد آنها را آگاه نمود که بغ بزرگشان، مردوک، نه تنها او
را بلکه پسر خود"کمبوجی" را افرین داده،" و ما، در پیشگاه او و بیریا، بشادی خداوندگاریی
والای او را ستودیم." هر گاه که بغان همه بابل در خوانده می شدند که هر روز در پیشگاه
بیل و نبو برای زندگی دراز برای خود او دعا کنند، و سخن فیض پیش خداوند مردوک به
زبان آورند، در دعا کمبوجی را با کوروش با هم یاد می کردند. پیش از آنکه سال به تخت
نشستن اش به پایان برسد، کوروش به همدان بازگشتف و کمبوجی را همچو نماینده ی
شخصی خود بازگذاشت تا آیین دستور داده شده برای شاه را در جشن سال نو که نزدیک
می شد، انجام دهد. در چهارم نیسان، 27 مارس 538، کمبوجی به عنوان پسر کوروش به
پرستشگاه نبو در بابل در خیابان مقدس اشتار میان جشنکده و اسا گیلا رفت. آنجا سر پریستار
همراه با پریستاران دیگر کمبوجی را پذیرفتند، و کمبوجی به آنها چیزهای نیک،
پیشکش های معمول سال نو، هدیه کرد. آنگاه که کمبوجی دستان نبو را گرفت، این بغ به او
چوبدستی راستکاری را پیشکش نمود، "شاهپور" که گرداگرد او را نیزه داران و کمانداران
گوتیوم گرفته بودند از راه مقدس اساگیلا روان گشت و آماده ی انجام دادن تمام آیین شد.
نبو هم با او به راه افتاد. پرده میان مردوک و پسرش برداشته شد، و شاهپور چوبدستی
را به مردوک پیشکش کرد، و پس از آنکه خود دستان مردوک را گرفت و در برابر او
کرنش نمود، چوبدستی را بازیافت. فقط پس از آنکه کوروش بدین گونه بوسیله ی نماینده ی
خود خوشنودی خداوند بزرگ بابل را به دست آورد، دلگرم شد که عنوان "شاه بابل"
را پیش از عنوان عمومی " شاه سرزمین ها" بیفزاید