ادامه سرچشمه های دین
قسمت دوم
ترس از مرگ و احساس شگفتی از حوادثی که بر حسب تصادف ایجاد
می شود ، یا انسان نمی تواند علت آنها را درک کند ، و امیدواری به
کمک خدایان و شکر گذاری در مقابل خوشبختی هایی که برای انسان
حاصل می شده ، همه ، عواملی بوده است که اعتقادات دینی را سبب
شده است . آن چه بیشتر ما یه ی تعجب انسان می شده و در نظر وی
اسرار آمیز جلوه می کرد ، مسایل مربوط به جنس و خواب دیدن و تاثیر
موجودات سماوی بر روی زمین و انسان بوده است ؛ انسان اولیه از این
که در خواب ، اشباحی به نظرش می رسید ، مخصوصا وقتی اشباح
کسانی که به یقین می دانسته مرده و از دنیا رفته اند در خواب بر او
تجلی می کردند ، سخت در اندیشه و شگفتی فرو می رفت و دچار
ترس و وحشت می شد. او مردگان خود را با دست خود در خاک
می گذاشت تا از بازگشت آنان در امان بماند ، و مخصوصا همراه مرده
غذا و احتیاجات دیگر وی را داخل گور می کرد که نیازی به بازگشت
نداشته باشد و زندگان از شر او در امان بماند ؛ گاهی وارث مرده
خانه ای را که مرگ در آن رو کرده بود برای مرده می گذاشت و
از آن جا نقل مکان می کرد ؛ در بعضی از جاها ، انسان اولیه در
دیوار خانه سوراخی ایجاد می کرد و مرده را از آن جا بیرون می برد
و سه دور با سرعت دور خانه می گرداند و از آن جا دور می کرد و
به خاک می سپرد ، به این امید که روح راه بازگشت به خانه را گم کند
ودیگر هرگز نتواند به آن جا سر بزند . نظایر چنین حوادثی ، که انسان
اولیه با آن برمی خورد ، او را به این فکر می انداخت که هر موجود زنده
باید روح یا نیروی اسرار آمیز دیگری داشته باشد که می تواند در
هنگام بیماری یا خواب با مرگ از بدن خارج شود . در کتاب اوپانیشادها ،
از کتاب های هندی قدیم ، چنین آمده است که : (( هرگز شخص
خوابیده را به سختی از خواب بیدار نکنید ، چه ممکن است روح راه
بازگشت به بدن را گم کند ،که چاره ی آن بسیار دشوار است .))
ادامه دارد...
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۲:۰ ق.ظ توسط مارال
|